درگوشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
درگوشی . [ دَ ] (ص نسبی ) منسوب به درگوش . بیخ گوشی . زیرگوشی . ◄ سخنی که آهسته و به نرمی، نزدیک گوش کسی گفته شود. پیچ پیچ . پچ پچ . ♦ درگوشی گفتن ؛ نجوی کردن . (یادداشت مرحوم دهخدا).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی