واژه جو

درینگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

درینگ . [ دِ ] (اِصوت ) حکایت یک بارآواز برخورد چیزی به چیزی فلزی یا شیشه ای یا طنین شکستن ناگهانی جسمی شیشه ای یا بلوری . آوازی که ا ز تصادم مضارب یا ناخن با ساز ایجاد شود. جرینگ . ♦ درینگ درینگ ؛ حکایت مکرر آواز برخورد چیزی به جسمی فلزی یا شیشه ای و طنین شکستن پیاپی بلور یا شیشه درینگ و درینگ، جرینگ جرینگ . و رجوع به جرینگ شود.

معنی درینگ | واژه جو