دزبانو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دزبانو. [ دِ ] (اِ مرکب ) بانوی دز. ملکه ٔ دز. ملکه ٔ قلعه و حصار : لیلی نه که لعبت حصاری دزبانوی قلعه ٔ عماری . نظامی . او در آن دز چو بانوی سقلاب هیچ دزبانو آن ندیده به خواب . نظامی . دزبانوی من ز دز گشاده دزبان وی از دز اوفتاده . نظامی . چو گل بودم ملک بانوی سقلاب کنون دزبانوی شیشه م چو گلاب . نظامی .