دزدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دزدار. [ دِ ] (نف مرکب ) نگهبان دز. دزدارنده . دارنده ٔ دز. کوتوال و ضابط و حافظ قلعه . (برهان ). قلعه دار. (آنندراج ). کوتوال قلعه . (جهانگیری ) : فرستاد پنهان به دزدار خویش که پیش آورد برگ از اندازه بیش . نظامی . بگفتا که دزدار این کوهسار ستاده ست بر در به امید بار. نظامی . هرکس که مهین بود چون سگ مهین شد و هردزدار ازدر دار. (جهانگشای جوینی ). و رجوع به دز و دژدار شود.