دزدک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دزدک . [ دُ دَ ] (اِ مصغر) مصغر دزد. دزد کوچک . دزد خرد. ♦ آب دزدک . رجوع به همین عنوان در ردیف خود شود. ♦ آفتاب دزدک . رجوع به همین عنوان در ردیف خود شود.
دزدک . [ دُ دَ ] (اِخ )دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان فومن . واقع در ٢هزارگزی باختر فومن و ١٥هزارگزی شمال راه فرعی فومن به ماسوله با ٢٧٠ تن سکنه . آب آن از چشمه و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
دزدک . [ دُ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چلندر بخش مرکزی شهرستان نوشهر. واقع در ١٦هزارگزی خاور نوشهر و کنار راه شوسه ٔ نوشهر به المده، با ٢٢٠ تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ محلی دزدک است . و آثار قلعه خرابه ٔ قدیمی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣). رجوع به دزدین شود.