دزگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دزگاه . [ دَ ] (اِ مرکب ) دستگاه . (ناظم الاطباء).
دزگاه . [ دُ ](اِخ ) نام یکی از دهستان های هفتگانه ٔ بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد. حدود و مشخصات آن بقرار زیر است : ازشمال به دهستان اربعه ٔ پائین (سفلی ) از خاور به ارتفاعات جنوبی اربعه و دارالمیزان از جنوب دهستان های جم و زیر از باختر به ارتفاعات و دهستان شنبه . این دهستان در جنوب باختری بخش واقع و زمین آن جلگه ولی اطراف آن را ارتفاعات متعدد فراگرفته است و رودخانه ٔ فیروزآباد و رودخانه ٔ قره آغاج در شمال باختری آن با هم یکی شده و بنام رودمنه وارد شهرستان بوشهر میگردد.آب مشروب آن از چاه و آب زراعت از رودخانه میباشد. این دهستان از چهارآبادی تشکیل شده و نفوس آن در حدود ٨٥٠ تن است و قرای مهم آن دولت آباد و دزگاه که مرکز دهستان است میباشد. طایفه ٔ جعفربیگلو از ایل قشقائی در این دهستان قشلاق میکنند و راه ارتباطی آن مالروو صعب العبور است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
دزگاه . [ دِ ] (اِخ ) ده مرکز دهستان دزگاه بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد، با ٢٤٣ تن سکنه . واقع در ١٠٥هزارگزی جنوب غربی فیروزآباد و کنار راه عمومی دهرم به پس رودک . آب از رودخانه ٔ قره آغاج و چاه و راه آن مالروو صعب العبور است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).