دزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دزی . [ دُزْ زی ] (حامص ) تداول عامیانه ٔ دزدی . سرقت . (لغت محلی شوشتر - خطی ).
دزی . [ دُ ] (اِخ ) (راینهارت ...) دوزی . خاورشناس و مستشرق مشهور هلندی (١٨٢٠ - ١٨٨٤م .) وی هلندی بود و زبانهای آلمانی و انگلیسی را خوب میدانسته و در اسپانیا در دانشگاه مادرید استاد زبان و ادبیات عرب بوده است . دزی از حدود بیست وچهارسالگی تا آخر عمر به تحقیق و تتبع در مطالب مربوط به تاریخ و جغرافیا و ادب عربی بالخصوص در اندلس مشغول بود. مشهورترین کتاب او کتاب تاریخ اسپانیا، و بزرگترین و مهمترین کتاب او ذیلی است که بر قوامیس عربی نوشته و آن در ٢ جلد و بزبان فرانسوی است . و نیز او راست قاموس مشروح اسامی البسه در نزد عرب . (از مقدمه ٔکتاب فرهنگ البسه ٔ مسلمانان و فرهنگ فارسی معین ).