واژه جو

دساسة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دساسة. [ دَس ْ سا س َ ] (ع اِ) سماروغ سفید. (منتهی الارب ). شحمةالارض . (اقرب الموارد). قارچ . ◄ خراطین، که کرمی است . (از منتهی الارب ). ◄ ماری است که در زیر خاک پنهان شود. (از اقرب الموارد). ◄ جانوری است سپید. (منتهی الارب ).

معنی دساسة | واژه جو