دساس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دساس . [ دَس ْ سا ] (ع ص ) بسیارمکر. (یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به دَس ّ شود. ◄ (اِ) ماری است خبیث که دهن ندارد و از بینی گزد و دم را از سر او فرق نتوان کرد. (منتهی الارب ). یک نوع مار خبیث و زهردار. (ناظم الاطباء). نام قسمی مار که سر و دم آن به یکدیگر ماند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ماری است قرمزرنگ چون خون که سر و دم آن باریک وتیز است . نَکّاز. (از اقرب الموارد). ◄ گویند: العِرق دساس ؛ و آن مثلی است در مورد اینکه صفات پدران به فرزندان می پیوندد. (از اقرب الموارد).
دساس . [ دَس ْ سا ] (اِ مرکب ) به لهجه ٔ شوشتر دست آس است .(لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ). رجوع به دست آس شود.