دست آموز/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (ص مف.) تربیت یافته، اهلی، انس گرفته.مترادفها و واژههای مرتبطآمخته، اهلی، تربیتشده، رام ≠ وحشیواژه قبلی: دست آختنواژه بعدی: دست افزار