دست افکن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دست افکن . [ دَ اَ ک َ ] (نف مرکب، اِ مرکب ) دست افکننده . دست افگن . ◄ کنایه ازخادم و خدمتکار. (برهان ) (انجمن آرا). خادم و پرستار. (آنندراج ). خدمتکار. (ناظم الاطباء). پاکار. (برهان ). ◄ کنایه از عاجز و ناتوان . (برهان ) (از انجمن آرا). مغلوب و زبون . (آنندراج ). ◄ کنایه از یادگار. (انجمن آرا). یادگار و نشان که از دست گذارند چون تصویر و خط و جز آن . (آنندراج ).