واژه جو

دست اندازان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دست اندازان . [ دَ اَ ] (نف مرکب، ق مرکب ) در حال دست انداختن . در حال تکان دادن دست : تذأذؤ، تذریع، خزف، ذأذاء، ذأذاءة، مُطَیطاء، مُطَیطی ̍؛ دست اندازان رفتن . (از منتهی الارب ). ◄ خرامان و به ناز روان و نازکنان و رقص کنان . (لطایف ) : گرچه ما زین ناامیدی در گویم چون صلا زد دست اندازان رویم . مولوی . و رجوع به دست انداز شود.

معنی دست اندازان | واژه جو