دست برنجن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. بَ رَ جَ) (اِمر.) دستبند، النگو.واژه قبلی: دست بردنواژه بعدی: دست بند