دست تنگ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. تَ) (ص مر.) تنگدست، فقیر.مترادفها و واژههای مرتبطبیپول، بینوا، تنگدست، تهیدست، فقیرواژه قبلی: دست بوسیواژه بعدی: دست جنباندن