دست خوان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ خا) (اِمر.) سفره و دستار - خوان، پیش انداز، دستارخوان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ خا) (اِمر.) سفره و دستار - خوان، پیش انداز، دستارخوان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دست خوان . [ دَ خوا / خا ] (اِ مرکب ) سفره و دستار خوان . پیش انداز. دستار خوان . (از برهان ) (از آنندراج ) : در سرای ملوک دست نیاز سنت نان و دست خوان برداشت . کمال الدین اسماعیل (از جهانگیری ). و رجوع به دستار و سفره شود. ◄ پیشگیر. سینه بند. (ناظم الاطباء).