دست خوش
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
کردن (~. خُ. کَ دَ) (مص ل.) مهارت یافتن.
(~. خُ) (ص مر.) ۱- بازیچه، مسخره. ۲- رام، مطیع، زبون.
(~. خُ) ۱- (اِمر.) پولی که از طرف برنده در قمار به عنوان انعام به دیگری داده شود. ۲- (شب جم.) کلمه تحسین به معنی، آفرین، مرحبا.