دست درازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دست درازی . [ دَ دِ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی دست طولانی . طول ید. (یادداشت مرحوم دهخدا). دراز بودن دست . بلنددستی . ◄ ظلم و تعدی . (آنندراج ). تطاول و تعرض . (یادداشت مرحوم دهخدا). بطش . (ملخص اللغات خطیب ). ظلم و ستم و جور و جبر و تعدی و زبردستی . (ناظم الاطباء) : متغلبان دست درازی از حد ببردند و بطاقت رسیدیم . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ٦٦). خروج کرد و دست بقتل مسلمانان و نهب اموال و دیگر دست درازی برآوردند. (جهانگشای جوینی ). با همه عالم به لاف با همه خلق از گزاف دست درازی مجوی چیره زبانی مکن . ضیای نیشابوری .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی