دست شوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دست شوی . [ دَ ] (نف مرکب ) دست شوینده . شوینده ٔ دست . کسی که دست را می شوید. (ناظم الاطباء). ◄ (اِمص مرکب ) دست شوئی . تغسیل ید : بدو گفت کاین بار بر دست شوی تو با آب جو هیچ تندی مجوی . فردوسی . ♦ دست شوی کردن ؛ دست شستن . تغسیل ید : ز بیغاره ٔ آن زن نغزگوی ز ناخورده خوان کرد شه دست شوی . نظامی . ◄ (اِ مرکب ) آب که دست با آن شسته اند. (یادداشت مرحوم دهخدا). آب دست کن : لگن ز زردی من زعفران سوده شود چو دست شوی ز دستم فروشود به لگن . ازرقی . ◄ آبی که با آن دستها را می شویند. (ناظم الاطباء). ◄ چیزی خوشبو که بعد از خوردن دست بدان بشویند. (آنندراج ). آب آلوده به خوشبویها برای دست شوئی : هر دو درین فتنه ازین دست شوی کآبخور جوی برآمد ز جوی . میرخسرو (از آنندراج ). ◄ گیاهیست که دست بدان شویند. ◄ اشنان . ◄ لگن و طاس دست شوئی . (ناظم الاطباء). دستشویی . و رجوع به دستشویی شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی