دست ملوچ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دست ملوچ .[ دَ م ُ ] (ص مرکب ) (از: دست + ملوچ، به معنی آلوده و ملوث ). دست خورده . دست فرسوده . ملموس به دست . به دست ملوث کرده شده . (از لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دست ملوچ .[ دَ م ُ ] (ص مرکب ) (از: دست + ملوچ، به معنی آلوده و ملوث ). دست خورده . دست فرسوده . ملموس به دست . به دست ملوث کرده شده . (از لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ).