دست نگاه داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دست نگاه داشتن . [ دَ ن ِت َ ] (مص مرکب ) خودداری کردن از اقدام به کاری . بازایستادن از انجام دادن عملی . توقف در کاری . دست نگه داشتن . درنگ کردن . صبر کردن . توقف کردن : بفرمود تاهرکه بود از سپاه ز باغ کسان دست دارد نگاه . نظامی .