دست پسین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دست پسین . [ دَ ت ِ پ َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) دست پس .دست آخر. عاقبت . آخر کار. (برهان ). دست در این ترکیب به معنی نوبت است . (آنندراج ). آخربار : ندانم که دیدار باشد جزاین یک امشب بکوشیم دست پسین . فردوسی . ◄ داو آخر قمار و غیره . (برهان ). و رجوع به دست پس شود.