دست چین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دست چین . [ دَ ] (ن مف مرکب ) دست چیده . چیده شده با دست . به دست از درخت چیده شده . (یادداشت مرحوم دهخدا). که با دست چیده اند و خود از درخت نیفتاده است (میوه ). ◄ گزیده و منتخب از میوه و امثال آن . گزیده و منتخب از هر چیز بطور مطلق . برگزیده و خلاصه و سرچین . (آنندراج ). ◄ چیزی را که به دست بچینند و انتخاب کنند. (آنندراج ) : در زمستان پس از چهار پنج روز برگها بگردانند و دست چین سازندو در تابستان در دو روز. (ابوالفضل، از آنندراج ). ♦ دست چین شدن ؛ با دست چیده شدن میوه از درخت نه با تکان دادن یا فروافتادن خود میوه . ۩ انتخاب شدن در چیدن . ۩ انتخاب و گزیده شدن . ♦ دست چین کردن ؛ چیدن با دست نه بوسیله ٔ داس یا تکاندن ویا چوب زدن . بازکردن . قطف . ۩ انتخاب کردن میوه در چیدن . برگزیدن ثمار گاه چیدن . چیدن از پس گزیدن . ۩ انتخاب کردن . گزیدن .