دست کم گرفتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
کم برآوردکردن، تخمین کم، تخمین بدبینانه، تخمین محتاطانه، تقویم محتاطانه، احتیاط، میانهروی، ملایمت کتمان حقیقت کاهش ارزش، استهلاک، تقلیل فروتنی بیشازحد، حقارت حسن تعبیر، خلوص نیت، خلوص بیاعتنایی، کوچکشماری، تحقیر، بدگویی بدبینی، نومیدی
کم برآوردکردن، کم بها دادن، ناچیز شمردن، ناچیز گرفتن، سبک گرفتن، جانب احتیاطرا گرفتن، کمتر قلمدادکردن، حقیقترا اظهار نکردن، کمتر ازارزش واقعی تخمین زدن کاهش دادن، مستهلک کردن بدگویی کردن، بهبازی گرفتن، سبک داشتن نادیده گذشتن، غفلت کردن، تحقیر کردن، خوار شمردن استهزا کردن تخفیف دادن، ارزان کردن