دستار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) (اِمر.) عمامه، پارچهای که به دور سر پیچند.مترادفها و واژههای مرتبطسربند، طیلسان، عصابه، عمامه، مندیل،دستمالواژه قبلی: دستادستواژه بعدی: دستاران