دستان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) (اِ.) ۱- سرود، نغمه. ۲- نیرنگ، فریب. ۳- مخفف داستان. ۴- لقب زال پدر رستم.مترادفها و واژههای مرتبطآهنگ، سرود، لحن، نغمه، نواتزویر، حیله، دوال، فسون، مکر، نیرنگواژه قبلی: دستاقواژه بعدی: دستان زدن