واژه جو

دستاهنگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دستاهنگ . [ دَ هََ ] (اِ مرکب ) دست آهنگ . دست افزاری است کاشتکاران و مزارعان را. (آنندراج ). ابزار کشتکاری . (ناظم الاطباء). ◄ جارّة . (السامی ).

معنی دستاهنگ | واژه جو