دسته شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دسته شدن . [ دَ ت َ / ت ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) صورت مجموع یافتن . صورت گردکرده و فراهم شده یافتن، چنانکه ساقه های گیاه یا گل یا ریاحین یا کاغذ و چرم و کتاب و غیره . ◄ مسخره و مضحکه و گستاخ شدن . (از آنندراج ) : من زدست تو دلستان شده ام دسته ٔ جمله دوستان شده ام . ناصرخسرو(از آنندراج ). بنفشه دسته از آن می شود به مجلس و باغ که در بهار بپوشد لباس تقوی را. سلمان ساوجی .