واژه جو

دستوی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دستوی . [ دَ وا ] (اِخ ) دستوا. نام دهی از ایران به اهواز و نسبت به آن دستوائی و دستوی باشد و جامه های دستوائی معروف بوده است . (یادداشت مرحوم دهخدا).

دستوی . [ دَ ت َ ] (ص نسبی ) منسوب به دَستْوی ̍. (یادداشت مرحوم دهخدا).

معنی دستوی | واژه جو