واژه جو

دشمانلو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دشمانلو. [ دُ ] (اِخ ) دهی از دهستان گرم بخش ترک شهرستان میانه . سکنه ٔ آن ٥٥٨ تن . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات و نخود و عدس . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).

معنی دشمانلو | واژه جو