دشمن بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دشمنی کردن، به خون کسی تشنه بودن، کینه داشتن، بدی کسی را خواستن، رشک ورزیدن اذیت کردن، سرکوب کردن، سر جنگ داشتن، جنگ آغاز کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دشمنی کردن، به خون کسی تشنه بودن، کینه داشتن، بدی کسی را خواستن، رشک ورزیدن اذیت کردن، سرکوب کردن، سر جنگ داشتن، جنگ آغاز کردن