واژه جو

دشوار ساختن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دشوار ساختن . [ دُش ْ ت َ ] (مص مرکب ) دشوار کردن . سخت کردن . مشکل کردن :تمعیص ؛ دشوار ساختن کار بر کسی . (از منتهی الارب ).

معنی دشوار ساختن | واژه جو