واژه جو

دشوارجای

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دشوارجای . [ دُش ْ ] (اِ مرکب ) جای دشوار. ناهموار و صعب : روس [ جد روسان ] بگردید و جایی نیافت جز جزیره ای ... آنجا مقام گرفت در آن بیشه ها و دشوارجای . (مجمل التواریخ ).

معنی دشوارجای | واژه جو