دشواریاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دشواریاب . [ دُش ْ وارْ ] (ن مف مرکب ) دشوار یافت . عزیز. دشواررس . دیریاب . صعب الوصول . ◄ که بدشواری یافته شود. که بسختی در دسترس آید : خار در پا شد چنین دشواریاب خار در دل چون بودواده جواب . مولوی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی