واژه جو

دعیمیص

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دعیمیص . [ دُ ع َ ] (ع ص، اِ) دانا و زیرک و کاردان . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). عالم و دانا به چیزی، و آن از «دعیمیص الرمل » مأخوذ است، گویند: هو دعیمیص هذا الامر. (از اقرب الموارد). و رجوع به دعیمیص الرمل شود.

معنی دعیمیص | واژه جو