واژه جو

دغدغه کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دغدغه کردن . [ دَ دَ غ َ / غ ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خارش کردن . غلغلک کردن : آنرا که زکام گرم باشد... آنچه از بینی فرودآید گرم و تیز و تنک و زرد باشد و بینی را و حلق را همی سوزاند و دغدغه کند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).

معنی دغدغه کردن | واژه جو