واژه جو

دغص

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دغص . [ دَ غ َ ] (ع مص ) بسیار خوردن گیاه «صلیان » را پس گلوگرفته شدن از پیچیده شدن آن گیاه در اطراف حلقوم . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ پرخشم شدن . (از منتهی الارب ). پر و مملو شدن از خشم واز خوردن . (از اقرب الموارد). ◄ امتلاء آوردن شتر را چنانکه نشخوار نزند. (از منتهی الارب ).

معنی دغص | واژه جو