دفاع کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دفاع کردن . [ دِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دفع شر نمودن . (ناظم الاطباء). دفع تعرض کردن . ♦ دفاع کردن از خود ؛ صیانت نفس کردن در مقابل تعرض دیگری .
فرهنگ طیفی واژهدان
پاتک زدن، پاسبانی کردن، حفاظت کردن، حصار برافراشتن خندق کندن، حلقه زدن، احاطه کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
پدافندیدن