دفة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دفة. [ دَف ْ ف َ ] (ع اِ) پهلو یا کناره ٔ هر چیز و روی آن، از آن جمله است : دفتاالمصحف ؛ دو طرف آن و آنچه بدان مصحف را فراهم آورند، و دفتاالطبل ؛ دو پوست که بالای سر طبل باشد و آنرا در بر دارد و بر آن میزنند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ یک سوی زین که بر پهلوی اسب باشد و آن دو را دفّتان گویند. (از دهار). ◄ هر یک از دو پاره ٔ جلد کتابی . یکی از دو پاره ٔ جلد کتاب . لت . لت جلد. و دفّتین تثنیه ٔ آن است . (یادداشت مرحوم دهخدا).
دفه . [ دَ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. سکنه ٔ آن ٢٦١ تن . آب آن از رودخانه ٔ مهاباد و محصول آن غلات و توتون و حبوب است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
دفه . [دَف ْ ف َ / ف ِ ] (اِ) آلت جولاهان که تار جامه بدان هموار کنند وقت آهار دادن . (از آنندراج ). افزاری مانند شانه که تارهای تار را از آن گذرانند، و تار نقیض پود است . (از لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ). دفته . دفتین . و رجوع به دفته و دفتین و دفین شود : به دفه ٔ جد و ماشوره و کلابه ٔ چرخ به آبگیر و به مشتوت و میخ کوب و طناب . خاقانی .