دفنوک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (اِ.) غاشیه، زین پوش.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (اِ.) غاشیه، زین پوش.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دفنوک . [ دَ / دَ ف َ ] (اِ) غاشیه و زین پوش . (برهان ). غاشیه که هنگام سواری چاکران بر دوش افکنده پیشاپیش اسپ خواجه ٔ خود روند، و چون فرودآید آنرا بر روی زین کشند. (آنندراج ) : کون چو دفنوک پاره پاره شده چاکرش بر کتف نهد دفنوک . منجیک . از بزرگی که هستی ای خشنوک چاکرت بر کتف نهد دفنوک . منجیک . ◄ چماق . (برهان ) (از آنندراج ).