دل انداختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دل انداختن . [ دِ اَ ت َ ] (مص مرکب ) دل دادن و بی دل شدن . (آنندراج ). دل باختن . دل از کف دادن : دل نیندازم اگر تیر تو از جان گذرد تا نگویند به سهمی سپر انداخته ای . حیاتی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دل انداختن . [ دِ اَ ت َ ] (مص مرکب ) دل دادن و بی دل شدن . (آنندراج ). دل باختن . دل از کف دادن : دل نیندازم اگر تیر تو از جان گذرد تا نگویند به سهمی سپر انداخته ای . حیاتی (از آنندراج ).