دل خراش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. خَ) (ص فا.) آن چه شخص را آزرده و رنجیده سازد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. خَ) (ص فا.) آن چه شخص را آزرده و رنجیده سازد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دلخراش . [ دِ خ َ ] (نف مرکب ) دل خراشنده . خراشنده ٔ دل . آنچه دل را آزار دهد. آنچه شخص را آزرده و رنجه کند. جانکاه و جانگزا. (آنندراج ). ◄ مخوف . موحش . هولناک . (ناظم الاطباء) : سالها تو سنگ بودی دلخراش آزمون را یک زمانی خاک باش . مولوی .
فرهنگ طیفی واژهدان
خشن، زنگزده، خشک، زنگدار، صفیرکشان، آبنکشیده بم، غرنده، غران ناهنجار، ناسازگار، ناهماهنگ
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی