دل خراش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. خَ) (ص فا.) آن چه شخص را آزرده و رنجیده سازد.مترادفها و واژههای مرتبطجانکاه، جگرخراش، جگرسوز، سخت، ناگوارواژه قبلی: دل جوییواژه بعدی: دل خسته