دل دویدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دل دویدن . [ دِ دَ دَ ] (مص مرکب ) عاشق شدن . (آنندراج ). ◄ طمع کردن . (غیاث ) (آنندراج ). ♦ دل دویدن به چیزی ؛ جویای آن بودن . (از آنندراج ). آزمند و حریص آن بودن : چشم و دلش می دود؛ حریص است .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دل دویدن . [ دِ دَ دَ ] (مص مرکب ) عاشق شدن . (آنندراج ). ◄ طمع کردن . (غیاث ) (آنندراج ). ♦ دل دویدن به چیزی ؛ جویای آن بودن . (از آنندراج ). آزمند و حریص آن بودن : چشم و دلش می دود؛ حریص است .