دل ربودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
عشق انگیختن، بذر محبت پاشیدن، عاشق خود کردن، میل ایجاد کردن، برافروختن، به هیجان آوردن، جادوگری کردن، جذب کردن، انگیختن، نوازش کردن طنازی کردن، عشوه گری کردن، اغوا کردن، ابرو انداختن (آمدن)، ابرو بالا انداختن ناز کسی خریدار داشتن، محبوب بودن، دوستداشتنی بودن، مطلوب بودن