دلالت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دِ لَ) [ ع. دلاله ] (مص م.) راهنمایی کردن، راه نمودن.مترادفها و واژههای مرتبطارشاد، رهنمایی، رهنمود، رهنمون، هدایتواژه قبلی: دلالواژه بعدی: دلاله