دلباز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دلباز. [ دِ ] (نف مرکب ) دل بازنده . بازنده ٔ دل . دل باخته . شیفته . دلداده : به مستقر و سرای و سریر و مسند خویش بدان نسق که به معشوق عاشق دلباز. سوزنی . رجوع به دل باخته و دل باختن شود. ◄ بلیغ و زبان آور. ◄ شعبده باز. ◄ (ص مرکب ) دلواز. باروح . خوش منظر. (ناظم الاطباء): اتاقی دلباز یا جایی دلباز یا خانه ای دلباز؛ روشن و با فضای بسیار با روح و وسیع. رجوع به دلواز شود. ◄ مفصل . (ناظم الاطباء).