دلبة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دلبة. [ دُ ب َ ] (ع اِ) یکی دلب . یک درخت چنار. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به دُلب شود: «هو من أهل الدربة بمعالجة الدلبة»؛ او نصرانی است زیرا آنان ناقوسهای خود را از دلب می ساختند. (از اقرب الموارد). ◄ سیاهی . (منتهی الارب ). سواد. (اقرب الموارد).