دلجویی کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
جبران کردن، خسارت پرداختن عذرخواهی کردن، معذرت خواستن، پوزش خواستن (طلبیدن)، رضایت طرف را جلب کردن فرونشاندن، صلح کردن، اعاده کردن، برگرداندن آمرزش خواستن (طلبیدن)، بخشش خواستن (طلبیدن)، عفو خواستن (طلبیدن)
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
جبران کردن، خسارت پرداختن عذرخواهی کردن، معذرت خواستن، پوزش خواستن (طلبیدن)، رضایت طرف را جلب کردن فرونشاندن، صلح کردن، اعاده کردن، برگرداندن آمرزش خواستن (طلبیدن)، بخشش خواستن (طلبیدن)، عفو خواستن (طلبیدن)