دلی چای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دلی چای . [ دَ ] (اِخ ) (از: ترکی دلی، به معنی دیوانه + چای، به معنی رود) شعبه ای است از رود حبله رود در ناحیه ٔ خوار تهران . (جغرافیای طبیعی کیهان ). رود کوتاهی است در شمال ایران این رود در ناحیه ٔ دماوند از کوههای مومج سرچشمه گرفته وارد دشت خوار می شود و همه جا مجرای آن دره های تنگ است و ظاهراً بمناسبت سرعت جریانش به این نام خوانده شده است . (ازدائرة المعارف فارسی ). و یا بمناسبت تغییری که بسبب سرعت در بستر خود دهد. ◄ نام خشک رودی به مغرب قزوین که از کوههای سفید درّان سرچشمه گیرد و جلگه ٔ غربی قزوین را از آب بهاره ٔ خود مشروب سازد.