دلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دلی . [ دَ لا ] (ع اِ) ج ِ دَلو. (اقرب الموارد). رجوع به دلو شود.
دلی . [ دَ ] (اِخ ) ده کوچکی است ازدهستان جانکی بخش لردگان شهرستان شهرکرد. واقع در ١٥ هزارگزی جنوب باختری لردگان و ٦ هزارگزی راه عمومی لردگان به بارز. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
دلی . [ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بهمئی سردسیر بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان . واقع در ٢٥ هزارگزی شمال شرقی قلعه اعلا مرکز دهستان، و ٤٨ هزارگزی خاور راه شوسه ٔ هفتگل، با ٢٥٠ تن سکنه . آب آن از رودخانه و محصول آن غلات، برنج، پشم و لبنیات است و ساکنان این ده از طایفه ٔ بهمئی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).